ابراهيم عاملي ( موثق )

386

تفسير عاملي ( فارسي )

« وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً » 31 طبرى : عموم قاريهاى مدينه و عدّه اى از قاريهاى كوفه كلمه ى ( مدخّل ) با فتح ميم قرائت كرده‌اند و بقيّه با ضمّ ميم خوانده‌اند . ابو الفتوح نوشته است : ابو سعيد خدرى و ابو هريره روايت كردند كه رسول عليه السّلام يك روز بر منبر رفت و گفت : به آن خدائى كه جان من بامر او است ، سه بار و خاموش شد ، مردم گريستن گرفتند از آنكه ندانستند كه رسول عليه السّلام آن سوگند چرا ياد كرد ، آنگه گفت : هيچ بنده نباشد كه او پنج نماز بگذارد ، و ماه رمضان روزه دارد و از كباير اجتناب كند و الَّا درهاى بهشت بر او گشايند آنگه اين آيه بخواند : « إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ) * تا آخر » . سخن ما : 1 - در آيت اوّل از بناحقّ خوردن مال يكديگر جلوگيرى شده است و در دنباله ى آن منع از كشتن شده است ، شايد اين ترتيب بيان مطلب كه اوّل تجاوز بمال و بعد تجاوز بجان گفته شده است براى اين باشد كه اگر انسان در اموال و حقوق مردم بيباك شد بتدريج حب مال يك خاصيت ديگرى در او توليد مىكند كه با اندك تصور سود و بهره خود را مستحقّ آن مىداند و اگر مقاومت از كسى در آن خواسته ى خود مشاهده كرد غرور و حب جاه هم به آن پيوسته شده رذيله ى درندگى و آدمكشى بنام دفع از حقّ خود در او تقويت مىشود و به جائى مىرسد كه يا آن خواسته را بچنگ آورد و يا مانع را نابود كند اگرچه مرتكب قتلهائى چند شود ، نمونه ى اين خويهاى زشت در همين شهر و اين زمان پرونده هاى دادگسترى است كه روستائيان و مالكين يكديگر را ميكشند براى ندادن حق ديگرى يا براى به چنگ آوردن بيش از حقّ خود ، اگرچه در برابر چند ساعت استفاده كردن از آب باشد و يا چند گوسفند در مرتع چراندن ، چنان كه بفاصله ى سه ماه يك نفر را براى استفاده ى از مرتع و ديگرى را براى استفاده ى چند ساعت آب كشتند و پرونده هاى آنها هنوز در جريان است ، و به جائى ختم نخواهد شد كه باز پرونده ى ديگرى از اين نمونه رذائل درست خواهد شد ، پس در آيه كه اوّل منع از تجاوز بمال شده است براى همين است كه اگر از قدم اوّل خوددارى شد بيباكى در حقوق و نفوس تقويت